سلام بر آرزوی فاطمه .......سلام بر مهدی در کوچه های تنگ و تاريک بنی هاشم ....

دلم تا چند يارب خسته باشد .

در لطف تو تا كي بسته باشد .

مهدي جان دلم پر مي زنه واسه مدينه .

سجاده پهن مي كنه تو صحن مي شينه .

اشكاشو تو دست مي گيره ...ميگه عرضم همينه .

آقاجون .. مهدي فاطمه . عزيز زهرا . يابن الحسن .......چي بگم ....

مگه مي تونم ..... چه طور بگم ........

مگه مي تونم بغضمو با اين حرفا تو اين صفحه خالي كنم .......

مگه مي تونم سبك كنم ذره اي از سنگينيه بغض گلومو .........

آقاي من ....... مولاي من ......... يابن الحسن ..........

سنگينه ......... سنگينه .........

آقاجون كجايي....... آقاجون ديگه بيا اااااااااا...... آقا جون .......

آقاجون يكسال گذشت ......

آقاجون چه بيچاره ام من ....... آقاجون چه بد بختم من ..........حقيرم .....

آقاجون ............حالا ديگه ..... يه راهي ...........يه ندايي......... يه ........

آقاجون هميشه باهام بودي ............... هميشه برام بودي.......

آقاجون هميشه پيشم بودي............... هميشه پشتم بودي ......

آقاجون هميشه راهنمام بودي .............. هميشه تكيه گام بودي....

يابن الزهرا . يوسف زهرا . اين شبها ...........

تو كوچه هاي مدينه ......بغض سنگيني پيچيده ......

اقاجون اين روزا توفضاي مسجد النبي بغضي نشسته .......

آقاجون اين روزا مدينه همه جا بوي عطر ياس پيچيده .........

آقاجون ...اقاجون ........آقاجون ........

اين روزا روح سرگردنو بيچاره من ....... فقط مدينست ......

ميشينه بيرون صحن .... پاي ديوار بقيع ....بين بقيع وگنبد سبز نبي.........

آي آي آي ....ناله ميزنه .......... بغضشو خالي ميكنه ......... درداشو وا گو ميكنه .............

درد زهرا ..........دردعلي...........سقيفه ....... فدك ...... كوچه هاي تنگ .......... پسري دست در دست مادر ......... گونه مادر و سيلي ........ رو گرفتن از شوهر ......... عهد گزفتن دشمن .......... ياس و آتش ..........درب و سينه...........غنچه ازشاخه چيده .......

 

اللهم عجل لوليک الفرج

/ 0 نظر / 15 بازدید