اين الطالب بدم المقتول بکربلا

آقاي من ...مولاي من .....فداي دل خون شدت آقاجونم .....دردت به جونم آقاجون .

عجب شبيه آقاجان ... عجب سحريه.....

امان از غريبي ..........امان از غريبي.......

آقاي من ......مولاي من ...فدات بشم.... فداي دل خون شدت...... فداي اشكهاي جاري شدت...... دردت به جونم .....

چشمهامو آقاجون باز كن آقا ...چشمهامو باز كن آقا تا ببينم روز عاشورا رو آقاجون ......

مي خوام ببينم ....مي خوام بكشم دردهاتو به جونم.......

آقاجون آقاجون سخته آقاجون......

اللهم اللعن اول ظالم ظلم حق محمد وال محمد واخر تابع له علي ذلك . اللهم العن العصابه التي جاهدت الحسين و شايعت و بايعت و تابعت علي قتله . اللهم العنهم جميعا .....

آره آقاجون اگه اون لعين رجيم در رو نكوبيده بودددددد......

اگه گل ياس كبود نبود .....

اگه علي اميرالمومنين رو از حقش دور نكرده بودن ...

اگه حسن مجبور به آتش بس نمي شد......

اگه ...اگه ...اگه .....

آخه فدات بشم من كه نديدم آقاجون ...من كه نديدم ولي همين كه.... همين كه شنديم ابالفضل العباس چطور وفاي به امامش رو به رخ جهاني رسوند ...همين كه شنيدم چه كردند با علمدار كربلا.....همين كه شنيدم دختر سه ساله اربابم حسين چطور خداحافظي كرده...همين كه شنيدم بي بي زينب كبري چطور وداع كردن....همين كه شنيدم شمر چطور ......همين كه شنيدم لشكر عمرسعد لعين با اسبهاشون چطور...

واي واي واي خداي من .....

مولا جون آقاي من

يا زهرا ... يا زهرا خانمم آخه من به اميد كدوم دين و ايمون محكم بگم ياريت ميكنم يابن الزهرا....

خانمم فاطمه جان ... فاطمه جان فاطمه ... كمكم كن خانم ....

كمكم كن ايمان قلبي پيدا كنم ... كمكم كن خانم جان ......كمكم كن تا توان ياري رسوندن به فرزندت مهدي موعود رو داشته باشم خانمم.......

كمكم كن تا قدمهام استوار باشه ... تا راهم راه او باشه .... تا كلامم كلام او باشه ... تا نوشته هام خواست او باشه ...... تا رفتارم رفتار او باشه .....تا عملم عمل او باشه .....

فدات بشم دردت به جونم خانم جان .......مي ترسم بي بي جان .....ميترسم .....از اينكه نتونم ....از اينكه نباشم ......از اينكه منم تنهاش بزارم .... از اينكه شرمنده حضور باشم ......ميترسم ......مي ترسم .....

خانمم توان حضور ندارم ......مي دونم ميدونم ......توان حضور در برابر آقامو ندارم ......

آخه شرمندشم ....آخه سرافكندم از اعمالم .....

بي بي جان كمكم كن خانمم......كمكم كن تا بتونم درست بشم ......آدم بشم .... تا بتونم يارش بشم.......

بي بي جان .....فاطمه جان ....كمكم كن ......يارم باش دستمو بگير .....دستمو بگير ....توان ندارم .....توان ندارم .....

خانمم اگه منو شما آدم نكنيد .....اگه محلم نزارين.......اگه .....

اي خاك بر سر من با اين دل زنگار گرفتم .....اي خاك بر سر من با اين كارنامه دربداغون .....اي خاك بر سر من با اين پيشينه .....خانمم ميدونم خطا زياد كردم ...

خانم جان يه روز نشستم تو حرم آقام امام رضا ازش خواستم حالا كه پام به اينجا باز شده بزاره تا براي آقام بنويسم .....بزاره تا عليه بدخواهاش كاري كنم ....بزاره تا ...

ولي خانمم گاهي احساس ميكنم خودم توان ندارم ... قد اين حرفا نيستم ...مال اين حرفا نيستم ...ولي خانمم ... مي خوام ازت يه خواهش كنم خانمم ... مي خوام اگه قلمم نا روا نوشت خودت با دستم بشكنيش .... اگه دلم بي راه رفت خودت به زمينش بكوبي .... اگه دستم .....اگه پام ....اگه قلبم .....مي خوام خودمو بسپارم دست خودت ....

خانمم من پسِ اين نفس بر نميام خانمم .... بي بي جان به خدا ذاتم خراب نيست ...منم بچه مسلمونم ....حسينتو دوست دارم ...عباس رو دوست دارم .....مهديتو دوست دارم ......مهديتو دوست دارم .....دوست دارم ....دوست دارم ......

به خدا دوسش دارم ....به خدا دوسش دارم .....

به خدا دلم نمي خواد باعث رنجشش بشم ....دلم نمي خواد .....

ولي چيكار كنم .... چيكار كنم خانمم .... خيلي وقتا اصلا درست رو از نادرست تشخيص نمي دم ....

نمي دونم بودنم درسته يا رفتنم ...

موندنم درسته يا رفتنم ...

سلام كردنم درسته يا جواب سلام ندادنم ....

حرف زدنم درسته يا سكوتم ...

دوستي كردنم درسته يا ترك كردنم ...

نوشتنم درسته يا رد شدنم ...

همكلام شدنم درسته يا خاموش شدنم ...

ديدن درسته يا ندين...

شنيدن درسته يا نشنيدن ...

نمي دونم ......نمي دونم...

گاهي هم ميدونم نمي تونم ... نمي تونم ...خانمم يارم ميشي؟؟؟؟ ميدونم زيادي توقع دارم ...ولي آخه بي بي جان چه كنم؟؟؟ توان ندارم ....اميدم شمايين ....

اميدم شمايين ....

اميدم دست ياريگر مهدي شماست ....

دست ياريگر اباصالح.

اباصالح يا اباصالح التماس دعا .....التماس دعا ....

اباصالح يا اباصالح يا اباصالح ....

آي آي آي....

امشبي را شاه دين در حرمش مهمان است مكن اي صبح طلوع

عصر فردا بدنش زير سم اسبان است مكن اي صبح طلوع

صداي اذان مياد .....

اين بدم المقتول بكربلا؟؟؟؟؟.......

-------------------

چشمهامو آقاجون باز كن آقا ...چشمهامو باز كن آقا تا ببينم روز عاشورا رو آقاجون ......

مي خوام ببينم ....مي خوام بكشم دردهاتو به جونم.......

نمی دونم چی شد که اينو ازت خواستم آقاجون. اومدم بگم آقاجون من طاقت يک هزارمشم ندارم . ندارم ...ندارم

اللهم عجل لوليك الفرج

/ 0 نظر / 14 بازدید