سلام بر مهدی موعود(عج) . آرزوی فاطمه ...

سلام بر مهدی موعود (عج) . يابن الحسن .

و تبريک ميلاد با سعادت حضرت امام حسن عسگری(ع)

 (( با تشکر از استاتوس عزيز ))

دلم تا چند يارب خسته باشد ...

الهی و ربی منلی غيرک ..

تا وقتی هست و راهگشاست و راهنما . حضور آرومش حتی بفکرم نمی اندازه که حضور آدمهای اطرافم .....همونها که با ديدنشون به آدم بودن آدمها اميدوار ميشم ...چقدر مهمه . 

و تا وقتی گرفتار زندگی و مشکلات زندگيش نشده شايد .....

آره گاهی حضور آدمهايی که سرشون به تنشون می ارزه خيلی مهمه و تاثير گذار .  

برای آزاد سازی تمامی سرزمينهای اسلامی از دست اشغالگران و

برای رفع مشکلات همين بروبچه های وبلاگی .

 به خصوص عزيز بزرگوای که اينروزها

  مسير زندگيش دچار دست انداز شده ۵ تا صلوات

 رو بفرست حتما .

اميد به دست ياريگر مهدی فاطمه (عج)

 

 07.gif07.gif07.gif07.gif07.gif07.gif07.gif07.gif07.gif07.gif07.gif07.gif07.gif07.gif07.gif07.gif07.gif07.gif07.gif07.gif07.gif07.gif07.gif07.gif07.gif07.gif07.gif07.gif

07.gif07.gif07.gif07.gif07.gif07.gif07.gif07.gif07.gif07.gif07.gif07.gif07.gif07.gif07.gif07.gif07.gif

السلام عليك يا علي بن موسي الرضا

سلام آقا جون . سلام آقاجون .

فدات بشم .

چه خوش صيد دلم كردي07.gif07.gifبنازم چشم مستت را

كه كس آهوي وحشي را07.gif07.gif از اين خوش تر نمي گيرد

فدات بشم . ديگه داشتم بعد اون مسافرت کذايی.... بعد اونهمه ..... دق مي كردم

 آقاجون . فداي مهربانيه خواهرتون حضرت فاطمه معصومه (س)....

چي بگم . چه جوري بگم . كه هنوز مستم . هنوز باورم نشده كه خانم فاطمه معصومه اينقدر مهربانه.

آخه ...آخه من ... با اينكه فرصتي نداشتم براي يه درد ودل حسابي . ولي تو همون نيم ساعت فقط از دهنم در رفت گفتم . خانمم . مي دونم خيلي بي لياقتم . مي دونم بي لياقت تر هم شدم . ولي خانمم . يادمه كه پارسال هم بيلط سفر رو از شما گرفتم . اومدم محضر شما . گفتم كه خيلي دلم هواي برادرتونو كرده . ...آره سرمو زير انداختم و گفتم به خدا كه خيلي وقته از آتش فراق برادرتون خاكسترم ديگه . گفتم كه نمي دونم چرا اينقدر ...

وحالا فداي مهرباني خواهرتون ...

آقاجون آقاجون آقاجون .....

چه عشقي داره . ايندفعه همه چي تمومه . مي خوام تنهايي بيام آقاجون . مي خوام من باشم و شما ... مي خوام ساعتها بشينم از دردهاي ناگفته دلم بگم . مي خوام از سنگينيه بغض گلوم بگم . مي خوام از دردهاي دل ديگراني بگم كه نا اميدانه به دست ياريگر مهدي فاطمه چشم دوختن . مي خوام ......

مي خوام از دردهاي دلهاي عاشقي بگم كه به خداي رحمن توكل كردن و ايستادن و .....

ميخوام از دلهاي دريايي بگم كه .....

مي خوام

مي خوام از دردهاي جانسوزي بگم كه نمك پاشيدن روشون .

مي خوام از قلمهاي كثيف بگم كه افكار پليد صاحبانشون رو با جلاي خاصي قالب ميكنن .

ميخوام ازت ياري بگيرم آقاجون .

ميخوام باهات دردودل كنم .

ميخوام ساعتها باهات حرف هاي مونده توي گلومو بزنم .

مي خوام سرمو بزارم به ديوار حرمت و زير سايه نگاه پر از مهربانيت دنبال درمان زخمهام بگردم . مي خوام ازت اذن دخول بگيرم .

مي خوام آقاجون اجازه بدي تمام اين آرزو ها رو عملي كنم .

يابن الحسن . آقاجونم .مولاي من . مي خوام ازتون اذن دخول بگيرم ....

آقاجون ...آقاجون .... آقاجون .... تو رو به دل مهربان  فاطمه معصومه(س) . شما رو به دل مادرتون فاطمه زهرا (س) . كمكم كنيد بتونم از لحظه لحظه هاي با شما بودن . از لحظه لحظه با آقام امام رضا (ع) بودن لذت ببرم . توشه اي در خور بردارم . و ......

اجازه بدين ..... اادخل ؟...

اللهم عجل لوليک الفرج

/ 0 نظر / 16 بازدید