السلام عليک يا علی بن موسی الرضا (۱)

سلام علی ال ياسين

دلم تنگ دلم تنگ . دلم تنگ . آقاجون . آقاجون ...آقاجون ........ هفته ای که گذشت چنين شبی چنين ساعاتی ....

07.gifشب جمعه . حرم ملکوتی آقا امام رضا (ع) ....زير بارون . توی صحن اسماعيل طلايی. روبروی پنجره فولاد . ........

07.gif کميل رو با حاج آقا انصاريان بعد از سخنرانی حاج آقا پناهيان توی صحن گوهرشاد خونديم . آقاجون . يوسف زهرا . عزيز دل فاطمه . آقای من . شب جمعه ای که گذشت ازون شبهای جمعه ای بود که برای همه عمرم توی ذهنم لحظه لظه اش رو هک شد . ازون شبهای جمعه ای که سعی ميکنم گاهی دلتنگی هامو با مرورش آرومتر کنم .

07.gif تنهايی رفته بودم . بعد از دعا کمی نشستم توی صحن . با خودم حساب کردم تا صبح ۴-۵ ساعتی بيشتر وقت ندارم . اونم چنين شبی . چنين جايی . که معلوم نيست بعد از امشب ديگه کی آقا دعوتنامه بده . يادم افتاد به صحن اسماعيل طلايی و صفای وصف ناپذير اونجا نزديکای سحر .

راه افتادم

07.gif آقاجون . آقاجون آقاجون ..... 07.gif07.gif07.gif07.gif07.gif07.gifتوی صحن اسماعيل طلايی .پشت پنجره فولاد .اصلا حضور زائرای دلسوخته ای که به نيت شفا گرفتن بيماری رو ميارن به اون صحن معنويت خاصی حاکم ميکنه . جای هميشگيم پر از جمعيت بود . شب جمعه ای سر بچه محل ما هم شلوغ بوداا . ( حاج شيخ حسنعلی نخودکی اصفهانی رو ميگم 03.gif ) . عجب جای باصفايی داره . نزديک مزار ايشون يکی از با صفاترين نقاطيه که ميشه بشينی و صفا کنی . اللهم الرزقنا ....

07.gif رفتم بالای سر بيمارانی که به آقا متوسل شده بودن . ايستاده بودم رو به ضريح آقا . پشت پنجره . که نم نم بارون رو حس کردم . صورتم رو گرفتم رو به آسمون تا حداقل يکی دو قطره ای نسيبم بشه ........ هنوز تو حس و حال بچه مثبتی بودم که ديدم باروون تند تر شد و مردم هم به سه شماره رفتن زير هر سقفی که نزديکشون بود .

07.gif ولی من مگه می تونستم دل بکنم ؟!. خيس شدن زير اون باروون يه جورايی لذت بخش ترين حسی بود که بهم می تونست دست بده ........07.gif08.gif07.gif

07.gif آی آی آی که اگه ميشد شب جمعه ای همه گناه های آدم زير باران لطف . رحمت الهی به همين آسونی که تمام آسمون پاک ميشه . پاک ميشد ......... کاش .

07.gif می دونی ....کاش حداقل يه زبون لايق برای وصف کردن اون لحظه ها داشتم . يه قلم توانا ..تا بتون يه لحظه اش رو توصيف کنم .......اما مگه ميشه ؟!.....

07.gifکم کم خيس و آبکش شده بودم ......

07.gif آره خب  .من تنها نبودم . آدم مثل من (که يه نمه جو گير شده باشه )اونجا بازم بود ......07.gif07.gif08.gif

گه گاهی که بارون آرومتر می شد . دوباره جمعيتی ميشد پشت پنجره و شروع می کردن به مداحی .....

 

اللهم عجل لوليک الفرج

/ 0 نظر / 24 بازدید